نظر علي الطالقاني
79
كاشف الأسرار ( فارسى )
مخالفين ما ، دشمنان خاندان نبوّت ، مىگويند نداشتند و همه در نداشتن مثل هم بودند و اگر آنچه را خدا حلال و واجب و محبوب كرده حرام مىنمود و آنچه را حرام و مبغوض نموده حلال و محبوب و مقرّب مىنمود هم درست بود و عيبى نداشت ، پس اگر پيغمبران ( ع ) را العياذ باللّه همه را معذّب سازد و كفّار همه را به بهشت برد ، و آنها را دشمن و كفّار را دوست خود گيرد ، هيچ عيب ندارد . و ايشان را بر اين مطلب وانداشت مگر آن كه چون ديدند كه علوم و كمالات ائمّه ما عليهم السّلام و كورى و نادانى و گمراهى و افعال قبيحه و اعمال شنيعهء خلفاء جور ايشان نه به حدّى است كه بتوان انكار كرد و حاشا نمود لهذا اين خلاف بديهى را اختراع نمودند تا كسى بر ايشان از راه حسن و قبح حجّت تمام نكند و از راه عقل ملزم نشوند . خداوند ان شاء اللّه ايشان را گرفتار شمشير قائم ( ع ) نمايد . دويم در بيان شمّهاى از آنچه توقّف بر اين قاعده دارد و لازمه او است اگر چه بعضى مكفى از بعض است . يكى محاليّت ترجيح مرجوح بر راجح و ترجيح بلا مرجّح . يكى محاليّت صدور فعل بىغرض و غايت از هر فاعلى كه فعلش با اراده باشد اگر چه پشه و مگس و عنكبوت باشد . يكى محاليّت صدور قبيح است از خدا و معصوم اگر چه در عقلاء نيز اين دليل با حصول شرايط جارى است . يكى محاليّت مدح و ثواب عاصى و ذمّ و عقاب مطيع . يكى محاليّت مدح و ذمّ و ثواب و عقاب با مجبور ساختن بندگان بر طاعت و معصيت . يكى محاليّت تكليف ما لا يطاق است . يكى محال بودن كذب و خلف وعده است بر خدا و معصوم . يكى واجب بودن ضدّ اين همه كه گفتيم محال است . يكى واجب بودن لطف است بر خدا و معصوم و بر هر كه آمر و ناهى باشد . يكى واجب بودن زيادتى هر پيغمبر و امام و پيشوا است در كمالات نسبت به امّت و متبوع ، و محال بودن عكس و هكذا . و توقّف اين مطالب بر اين قاعدهء شريفه ان شاء اللّه ظاهر خواهد شد . سوّم در اقامه دليل و برهان . بدان كه چون معاندين ، سالبهء كلّيّه ادّعا نمودند پس در ردّ ايشان اثبات موجبهء جزئيّه كه نقيض سلب كلّى است كافى است . با آنكه ما ان شاء اللّه به يارى امام عصر حضرت قائم عجّل اللّه فرجه موجبه كلّيّه را خواهيم اثبات نمود و دليل ما چند وجه است . اوّل اجماع چهارده معصوم ( ع ) و ضرورت مذهب اماميّه بلكه اجماع خدا و همهء ائمّه و